سر آرتور سي
کلارک، بامداد چهارشنبه 29 اسفند، به دليل ناراحتي تنفسي در منزلش در
سريلانکا در گذشت و براساس وصيتش مراسم درگذشت او ساده و خصوصي برگزار
خواهد شد.
آرتور سي كلارك به واسطه آثار
مشهورش در ايران نيز كاملا شناخته شده بود به طوري كه چندي پيش كه در
كشورهاي مختلف جهان 90 سالگي کلارک جشن گرفته شد، در تهران نيز مراسمي به
پاسداشت مقام علمي او از سوي ماهنامه نجوم بر گزار شد.
پوريا ناظمي، ژورناليست علمي و
از همكاران تحريريه نجوم كه پاييز گذشته با سفر به سريلانكا با اين
نويسنده و انديشمند ديدار كوتاهي داشته است در نوشتاري كه به مناسب درگذشت
وي در پاسخ به گروه علمي ايسنا نوشته از آرتور سي كلارك و ديدار
خاطرهانگيزش با او ميگويد:
«بعد از ظهر يک روز پاييزي در
شهر کولومبو و در انتهاي يکي از خيابانهاي معروف اين شهر اين شانس را
يافتم که سر آرتور سي کلارک را ببينم. اتاق دفتر او جايي بود که جريان علم
از آن مي گذشت و پير مرد در اتاق نشمين خود در آن گوشه دنيا به اعماق زمان
و مکان مي نگريست.
مجموعه اي از قفسه هاي کتاب ها
و فيلم هاي مورد علاقه کلارک زينت بخش اتاق کار او بود و خود او در پشت
ميز کار بزرگش نشسته بود. پير مرد با نگاه نافذ و لبخند مهربانش و با لهجه
غليظ بريتانيايي به ما خوشامد گفت. هديهاي از ايران را به او تقديم و در
باره آشنايي مردم ايران با او صحبت کردم.
در آرامش گفت: باعث افتخار من
است که مخاطباني ميان شما دارم و وقتي از او خواستم اگر سخني دارد با
علاقه مندانش بگويد، گفت: من ديگر خيلي پير شده ام، اما هنوز هم مي شود با
کمک باستان شناسان ايدههايي را از مغزم بيرون کشيد!
ملاقاتي که قرار بود به دليل
وضعيت جسمي او سه دقيقه به طول بينجامد 15 دقيقه زمان برد در اين مدت با
او در باره کارهايش و خاطراتش صحبت کرديم . او تصويري از خود و فون براون
را در دوران جواني به ما نشان داد و زماني که صحبت به همکاري او و کوبرييک
رسيد با آهي بلند آن خاطره را به ياد آورد. او چند هفته بعد و در پيماش به
مناسبت 90 سالگي تولد خود گفته بود که يکي از آفات پيري از دست دادن
دوستهاست و اينکه بايد بخش عمده اي از عمر را در خاطرات گذشته سپري کني.
او بسيار مايل بود تا حتي در
اين سن درهاي جديدي از علم و تخيل را به سوي مردم باز کند و به همين دليل
بود که در زندگي خود يکي از پرهيجانترين دستآوردها را به دست آورد.
او اينک و پس از عمري انديشه ورزي در ساعت 1:30 بامداد چهارشنبه(19 مارس) به وقت محلي در خانه اش در گذشت.
سر آرتور چارلز کلارک در
شانزدهمين روز دسامبر 1917 در منطقه مين هد در سامرست انگلستان به دنيا
آمد و از دوران کودکي، اصلي ترين علاقه خود را در مطالعه داستان هاي قديمي
علمي و تخيلي و رصد آسمان يافت. در دوران جنگ جهاني دوم، آرتور به خدمت در
نيروي هوايي انگلستان پرداخت و در نقش يک تکنسين مسائل راداري به طرح
پيشگام و تازه اي به نام سيستم هشدار سريع راداري وارد شد و همين موضوع
باعث علاقه جدي او به مسائل ارتباطات راداري شد. پس از جنگ جهاني، آرتور
که نتوانسته بود در دوران پايان دبيرستان تحصيل دانشگاهي خود را در رشته
مورد علاقه اش ادامه دهد به کالج کينگ لندن رفت و با درجه ممتاز در رشته
رياضيات و فيزيک از آن فارغ التحصيل شد.
در تمام اين دوران علاقه جدي
آرتور به مسائل فضا و آينده انسان در فضا او را رها نکرد و همين مساله
باعث شد او به انجمن بينالمللي علوم ميان سيارهيي بپيوندد و در دوره اي
نيز رياست آن را به عهده گيرد. همين علاقه و دلمشغولي او به فضا باعث شد
تا پيش از آن که عصر فضا آغاز شود، وي ايده هايي جذاب را در اين خصوص
ارائه کند.
اوج اين ايده پردازي آينده
نگرانه در مقاله معروفي از او نمود يافت که سال 1945 در مجله دنياي بي سيم
منتشر شد. عنوان اين مقاله رله هاي فرازميني بود. کلارک در اين مقاله با
بررسي مدارهاي اطراف زمين پيشنهاد کرده بود که چنانچه ماهواره هايي را
بتوان در ارتفاع مشخص 35786 کيلومتري از سطح آزاد دريا و دقيقا بر فراز
استوا قرار داد در اين صورت دوره تناوب اين ماهواره ها به دور زمين در
حدود 934/23 ساعت طول مي کشد که اين زمان دقيقا برابر يک دور گردش زمين به
دور خودش است؛ بنابراين براي ناظري روي سطح زمين اين ماهواره ها همواره در
نقطه ثابتي در آسمان ديده خواهد شد و مي توان از آن براي انتقال امواج و
براي کاربردهاي مخابراتي و راديو تلويزيوني استفاده کرد.
اين ايده امروزه ابزاري کارآمد
و روزمره به حساب مي آيد و تمام ارتباطات راديو و تلويزيوني و مخابراتي با
کمک چنين ماهواره هايي صورت مي گيرد؛ 12 سال پس از آن براي نخستين بار در
تاريخ بشر در 15اکتبر 1957، اسپوتنيک يك يا نخستين ماهواره ساخت دست بشر
به مدار زمين رفت و عصر فضا آغاز شد و سال 1964 سينکوم 3 نخستين
ماهوارهاي بود که عازم مداري شد که کلارک پيش بيني کرده بود. به عبارت
ديگر، کلارک کاربرد مداري را پيش بيني کرده بود که دو دهه بعد از آن عصر
استفاده از آن و امکان به واقعيت رساندن آن رويا مهيا مي شد و به همين
دليل است که کلارک و انديشه او را داراي اهميتي بالا و ادراکي آينده
نگرانه مي دانند.
اگرچه فهرست فعاليت هاي علمي
کلارک، فهرستي طولاني را شامل مي شود، اما يکي از حوزه هاي اصلي فعاليت او
حضور موثر و تاثيرگذار در عرصه نويسندگي داستان هاي علمي، تخيلي است.
او زماني که وارد عرصه نگارش
داستان هاي علمي - تخيلي شد که از دوران کودکي به آن علاقهمند شده بود،
نه تنها به عنوان نويسندهاي نامدار در اين رشته مطرح شد که به دليل وارد
کردن جزييات علمي دقيق، انديشههاي فلسفي و انساني قابل اعتنا، پيش بيني
هاي آينده نگرانه و ارائه انتقادهايي از روند رشد فنآوري و بحران هاي
انساني که بشر در آستانه قرن 21 با آن روبه رو خواهد بود، به سبکي
تاثيرگذار و استثنايي در نگارش داستان هاي خود دست يافت.
تعداد زيادي رمان و داستان هاي
کوتاه علمي تخيلي ثمره بيش از سه چهارم قرن نوشتن او است؛ اما در اين ميان
شايد برخي داستان هايش به واسطه مفاهيم مطرح شده از جايگاه بالاتري
برخوردار باشند. 2001 يک اديسه فضايي و سه داستان پيامد آن، مجموعه راماها
و پايان طفوليت را بايد از زمره اين نوشته هاي تاثيرگذار دانست که هر يک
در بستر يک داستان علمي تخيلي جذاب، مفاهيم وسيعي را مورد توجه قرار مي
دهد؛ البته بيشتر مخاطبان او را شايد با داستان 2001 يک اديسه فضايي
بشناسند که کارگردان پرآوازه جهان استانلي کوبريک آن را به پرده سينما
آورد تا از همکاري ارزشمند سي کلارک و کوبريک، اثري جاودانه در سينما خلق
شود.
کلارک بيش از آن با همکاري
برخي از نويسندگان علمي – تحيلي مانند باکستر و لنگ لي داستان ها علمي
تخيلي خود را ادامه داد و تنها چند ماه پيش درگذشتش آخرين داستان خود را
در مجله فوربس منتشر کرد.
کلارک که روزنامه نگاري علمي
به شمار مي رفت در مجموعه تلوزيوني جهان شگفت انگيز آرتور سي کلارک را
ساخت که در آن به سراغ برخي از بدفهمي هاي رايج علم مي رفت و آنها را مورد
مداقه علمي قرار مي داد.
در گذشت او علي رغم سن زيادش
براي بسياري از مردم شوکه کننده بود و اين به مقام والاي علمي و انساني او
باز ميگردد. مردي که به دليل خدمتش به سريلانکا لقب شواليه دريافت کرده
بود در آخرين تولد خود سه آرزو در دل داشت: يافتن موجودات فرا زميني،
يافتن سوخت جايگزين و دوستدار محيط زيست و صلح در سري لانکا.
پاتريک مور ستاره شناس و
برنامه ساز برجسته تلوزيوني که همراه کلارک، کتاب سيارک را پس از حادثه
سونامي نوشت و آن را به قربانيان تقديم کردند، مرگ او را ضايعه اي جدي
بيان مي کند.»